سلام‌های درج شده بر ضریح امام حسین(ع)

ضریح جدید حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دارای ویژگی‌ها و خصوصیات هنری و محتوایی منحصر به فرد است؛ یکی از این ویژگی‌ها درج هنرمندانه ادعیه، زیارات، آیات و روایات منتخب است.

 آنچه در ذیل می‌خوانید سلام‌های منتخبی از زیارت ناحیه مقدسه که بر سقف ضریح مطهر مکتوب شده است.

السلام علی ابن فاطمة‌الزهرا(س)؛ سلام بر پسر فاطمه زهرا(س)

السلام علی خامس اصحاب الکساء؛‌ سلام بر پنجمین نفر اصحاب کساء

السلام علی من الإجابة تحت قبّته؛ سلا بر کسی که دعا در زیر بارگاهش مستجاب می‌شود

السلام علی حجة رب العالمین؛ سلام بر حجت خداوند عالمیان

السلام علی شهید الشهدا؛ سلام بر شهید شهیدان

السلام علی المرمّل باالدماء،‌ سلام بر آغشته به خون ها

السلام علی المقطوع الوتین؛ سلام بر کسی رگ قلبش را بریدند

السلام علی المظلوم بلا ناصر؛ سلام بر مظلومی که یاوری نداشت

السلام علی الشیب الخضیب؛ سلام بر محاسنی که با خون رنگین شد

السلام علی الخدّ التریب؛ سلام بر گونه خاک آلود

السلام علی البدن السلیب؛ سلام بر بدنی که عریان ماند

السلام علی المغسل بدم الجراح؛ سلام بر کسی که با خون زخم ها شسته شد

السلام علی الرّأس المرفوع؛ سلام بر سری که بالای نیزه ها رفت

السلام علی النّسوة‌ البارزات؛‌ سلام بر آن بانوان بیرون آمده (از خیمه ها)

السلام علی الأعضاء المقطّعات؛ سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده

السلام علی المدفونین بلا أکفان؛ سلام بر شهدایی که بدون کفن دفن شدند.

عكس: منافقين اينطور مردم را قتل عام كردند


 گروهك مسعود رجوي كه بعد از پيروزي انقلاب، با آمدن به كف خيابان نتوانستند جمهوري اسلامي را سرنگون كنند، روي به مبارزه مسلحانه آورده و با بمب گذاري و ... هزاران نفر از مردم بي گناه كشور را به طور فجيعي به شهادت رساندند.

اين تصوير به خوبي نشان دهنده اوج جنايت هاي اين گروهك تروريستي عليه مردم ايران مي باشد:

عکس/ غیرت سن و سال نمی‌شناسد

نام مبارک شهيدان و زنده نگاه داشتن ياد پرخاطره آنان، حامل مضموني بزرگ است. اين کار نمادين بدين معني است که هيچ ملتي بدون فداکاري قادر نخواهد بود از هويت و عزت و ناموس ملي خود و از ارزش ها و باورها و حقوق خود دفاع کند. (رهبر معظم انقلاب)
 
 
 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

شکست سخت کماندوهای اسراییل در انصاریۀ لبنان + عکس

با انفجار مهیب چهار بمب، در همان لحظه اول جناب سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه به همراه تعدادی دیگر از کماندوهای همراه در هم کشته و تعداد دیگری نیز مجروح شدند.

5 سپتامبر ۱۹۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ بامداد، یک تیم ۱۶ نفره از کماندوهای دریایی ارتش اسراییل موسوم به "شیطت ۱۳" برای انجام عملیاتی که آن را "سرود سپیدار" نام گذاشته بودند، از طریق بندر صور وارد خاک لبنان شده و به روستای انصاریه میروند.
آنها ماموریت داشتند چند تن از فرماندهان مقاومت اسلامی را ربوده و با خود به سرزمین های اشغالی ببرند؛ ماموریتی که البته برای آنها بسیار گران تمام شد.


کروکی ورود کماندوهای اسراییل به جهنم انصاریه
۱- دریای مدیترانه ۲- گروه چهارم از نیروهای مقاومت
۳- جاده صیدا - صور ۴- گروه سوم از نیروهای مقاومت
۵- گروه اول از نیروهای مقاومت ۶- گروه دوم از نیروهای مقاومت
۷- به طرف روستای لوبیه ۸- به طرف باغ پرتقال
کماندوهای کارکشته صهیونیست هنوز سه کیلومتر از راه را طی نکرده بودند که خود را در میانه کمینی یافتند که رزمندگان حزبالله برای آنها تدارک دیده بودند.
سفره ای که مجاهدان حزب الله رای صهیونیستها تدارک دیدند، شامل 4 بمب قوی در مسیر آنها بود.



کروکی نبرد
۱- کماندوهای ارتش اسراییل ۲- جاده خاکی
۳- باغ لیمو ۴- باغ لوبیه
۵- مین های قدرتمند ۶- به طرف روستا (انصاریه)
با انفجار مهیب این چهار بمب، در همان لحظه اول جناب سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه به همراه تعدادی دیگر از کماندوهای همراه در هم کشته و تعداد دیگری نیز مجروح شدند.


۱۲ نفر از تیم کمادویی ۱۶ نفره اسراییل که تو نبرد انصاریه به هلاکت رسیدند.
شماره۱۱، سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه است

آنهایی که هنوز نیمه جانی داشتند، مشغول درگیری با رزمندگان حزب الله می شوند در حالی که تنها یک نفر از آنها یعنی بیسیمچی گروه سالم مانده بود و توانست ماجرا را برای نیروهای پشتیبان مخابره کند.


چند ساعت بعد، نمایی از منطقه درگیری


اسلحه سازمانی اسراییلی ها کلاشینکف نیست اما کلاشی که در تصویر می بینید، مخصوص ارتش اسراییل و سفارشی ساخته شده و قادر به شلیک در زیر آب هم هست و برای اولین بار در نبرد انصاریه مورد استفاده قرار گرفت.

به محض مخابره خبر، هلی کوپترهای اسراییلی به محل اعزام شده اما قادر به نشست در محل نبودند.


این عکس منحصر به فرد مربوط به یکی از همین کماندوهای واحد "شیطت ۱۳ " است که در نبرد انصاریه به این روز افتاد.
یکبار دیگر به نقشه نگاه کنید تا ببینید این متجاوزین وقتی به این روز افتادند، در چند کیلومتری عمق خاک لبنان بودند. این عکس در تاریخ اسراییل نمونه ندارد.
همزمان با این عملیات، در منطقه دیگری از جغرافیای نبرد حق و باطل یعنی درست در وسط سرزمین های اشغالی در خیابان "بن یهودا" در شهر قدس غربی، جهنم دیگری برای اشغالگران تدارک دیده شده بود.
"خلیل ابراهیم شریف" از استشهادیون یگان های فلسطینی شهید عزالدین قسام (شاخه نظامی حماس) با انفجار مهیبی، 15 صهیونیست را به کام مرگ کشاند تا نتیجه انسجام اسلامی مجاهدان شیعه حزب الله و مجاهدان سنی فلسطینی، هلاک 28 اشغالگر اسراییلی در یک روز باشد.
شاید بخشی از سخنان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این روزهای رژیم صهیونیستی در پی وقوع فاجعه انصاریه، عظمت این عملیات را روشن کند. او می گوید:
"حادثه پیش آمده خیلی اندوه برانگیز است...
این یکی از بدترین قجایعی است که ما با آن مواجه شدیم. مبالغه نمی کنم اگر بگویم ما بهترین نیروهایمان را در(این عملیات) از دست دادیم. چنین روزی همیشه برای ملت اسراییل یادآور اندوهی بزرگ است..."
اسحاق مردخای، وزیر جنگ وقت اسراییل هم گفت:
"این عملیات در جایی انجام شد که فرض می شد سطح آمادگی و حساسیت در آن پایین خواهد بود. همه احتیاط های لازم برای تضمین موفقیت عملیات اتخاذ شد اما من نمی دانم که مشخصا چرا چنین اتفاقی افتاد..."
حزب الله لبنان عملیات انصاریه را به ياد سردار شهيد سید عباس موسوی، "فخ العباس" (کمین عباس) ناميد که 6 سال قبل از این عملیات در منطقه ای نزدیک همین جا توسط هلی کوپترهای آپاچی ارتش اسراییل به شهادت رسید.
تمام اجساد تکه پاره صهیونیستها نیز بعدها با تعدادی از اسرای لبنانی و فلسطینی مبادله شد.

دو توصيه از تك تيرانداز صابرين + تصاویر

طوری که پدرش نشنود، گفت که مگر نگفتم فردا پرواز دارم؟ شما به پدر حرفی نزن. من باید فردا تهران باشم. داشت که می رفت به من گفت: برایم دعا کن که به آرزویم برسم.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، تک تیرانداز گردان صابرین بود و متولد 1362 روستای شاقاجی سنگر از توابع شهرستان رشت.
شهید یوسف فدائی نژاد در سال 85 به عضویت سپاه پاسداران در آمد و در یگان ویژه صابرین مشغول به خدمت شد.
 

او همچون دیگر همرزمان شهیداش، در عملیات ویژه سپاه جهت پاکسازی مناطق غرب کشور از ضد انقلاب و در درگیری با گروهک پژاک در 12 شهریور سال گذشته، در منطقه جاسوسان شهرستان سردشت بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر، صورت و بازو به شهادت رسید و بدن مطهرش بنا به وصیت خودش در بقعه متبرکه آقا سید ابراهیم سراوان مدفون شد.
 

قسمتی از وصیتنامه شهید

... به یگان خودمان هم یک کتانی سالامون، دو پتو و ... بدهکارم بگویید حلال کنند.
یک سطل زباله جلوی گردان بود که یک روز در آن یک کاغذ در حال سوختن انداختم که قسمتی از سطل آشغال سوخت و من مسبب آن بودم. این مورد را هم خواهشا درست کنید.
 

در مجموع از مادر، پدر، برادر و خواهر خوبم می خواهم که مرا کاملا حلال کنید و برایم دعا کنید که پاک، سفید و کاملا بنده‌وار در پیشگاه خدا حاضر باشم و برای مخصوصا حق الناس و تمام حقوقی که به گردنم است دعا کنید که از شما انتظار دعای جدی دارم.
راه حق، یعنی راه خدا را در پیش گیرید و ثابت قدم باشید تا به خدا برسید.
 
 
 
شهید فدایی نژاد به روایت حاجیه کبری خانوم مادر شهید

بسم رب الشهداء والصدیقین مادر شهید یوسف فدایی نژاد هستم . شهید یوسف فردی متدینی بود. در خانواده رفتار و کردارش نیک بود . فرد با محبتی بود، به من و پدرش احترام زیادی می گذاشت.
دائم الذکر بود و یاد خدا همیشه همراهش بود. علاوه بر انجام واجبات، نسبت به انجام مستحبات هم بسیار مقید بود تا جایی که اعمال مستحبی که انجام می داد خیلی زیاد بود.
 

قاری قرآن بود و قرآن را به خوبی تلاوت می کرد. اهل نماز شب و دیگر مستحبات بود. غسل جمعه اش تقریبا ترک نمی شد. هر وقت هم که برای مرخصی می آمد، سعی می کرد که در نماز جمعه که در سنگر برگزار می شد شرکت کند.
یوسف در دوران کودکی و اوایل نوجوانی به همراه برادرش عضو پایگاه امام سجاد (ع) دهبنه شده بود و از همان زمان در کلاسهای قرآن، احکام و اخلاق مسجد امام رضای دهبنه شرکت می کرد.

از همان زمان نسبت به انجام واجبات دقت داشت. وی از همان زمان فرد مقیدی بود. یادم هست که تقریبا از پانزده سالگی به بعد یک تسبیح هزار دانه گرفته بود و با آن ذکر می گفت. گاها در نماز شب به سجده می رفت و با همان تسبیح ذکر می گفت و تا تمام نمی شد سر بلند نمی کرد. حالا اگر مثلا چند ساعتی طول می کشید، تفاوت نداشت آنقدر ادامه می داد تا ذکر تمام شود.
به سوره یاسین هم علاقه زیادی داشت. هر وقت فرصتی دست می داد، می نشست و یاسین می خواند. به من هم وصیت کرده که برایش یاسین بخوانم.
 
 
دستنوشته ای از شهید فدایی نژاد

خیلی وقت بود که متوجه شده بودم که اهل نماز شب است.
تقریبا همه شب ها بلند می شد. اتاق کوچکی کنار ایوان خانه داشت که بلند می شد و به درب طرف حیاط اتاق پرده می زد که نور از درون اتاق بیرون نیفتد و بعد مشغول عبادت می شد. بعضی شب ها تا صبح می نشست و عبادت می کرد. نماز صبح را می خواند و صبح چند ساعتی استراحت می کرد. گاها صبح ها بلند می شد و اذان می گفت. اعتراض می کردم که یوسف مگر اینجا جای اذان است.
آخرین باری که او را دیدم همان شبی بود که برای آخرین بار اعزام شد. چهار روز بعد از آخرین شب احیا رفت. تقریبا 26 رمضان امسال بود.
 

آن شب مهمان داشتیم. گفت امشب که مهمان ها رفتند، من باید بروم. من مخالفت کردم که نه امشب را باید بمانی اما برای رفتن اصرار داشت. خیلی اصرار کردم که بماند، اما نهایتا خصوصی به من گفت که فردا صبح باید تهران باشم، چون باید از فرودگاه به ارومیه اعزام شوم.
 
 
 خلاصه قبول کردم. منتظر ماند تا پدرش بخوابد. بعد برای غسل به حمام رفت. دلم طاقت نیاورد. رفتم پشت در حمام دیدم که دارد غسل شهادت می کند. از حمام که آمد کمی دعا و نماز خواند و بعد هم حرکت کرد که برود. من و پدرش با موتور پدرش رفتیم دنبالش. نزدیک نانوایی محل به او رسیدیم. اصرار کردیم که امشب را بماند. کناره کشید و طوری که پدرش نشنود، گفت که مگر نگفتم فردا پرواز دارم؟ شما به پدر حرفی نزن. من باید فردا تهران باشم. داشت که می رفت به من گفت: برایم دعا کن که به آرزویم برسم.
 
 
دیدار سرلشکر جعفری فرمانده سپاه با پدر شهید فدایی نژاد

عكس تكان‌دهنده از كودك و پدر شهيدش


 

شهید زین الدین

عكس: يكي از شهداي درگيري با گروهك پژاك